birth is : start of life
. beauty is : art of loves
. love is : part of life
. death is : end of life
. but friendship is heart of life
بازم اومدم با کوله باری از غم![]()
![]()
یک غروب غمگینه دیگه رو پشته سر گذاشتم
هر روز که میگذره غمو غصه های من بیش تر میشه کاش می تونستم به غمو غصه هام فکر نکنم کاش می تونستم به لحظه هایی فکر نکنم که دل یه نفرو شکستم کاش می شد کاش![]()
![]()
نزدیکای غروب که بود رفتم بالای پشت بوم {مثل دیوونه ها }
وقتی رسیدم رو پشت بوم دیدم نه ادمای مثل خودم زیادن دو نفرو دیدیم یه نفرشون اومده بود خر خونی یه نفرش حسابی تو فکر بود حالا این که توی چه فکری بود به خودش مربوطه![]()
غصه هایم بر باله کبوتری سوار کردم و به اسمان فرستادم ولی یک روز ان کبوتر به دست خودت هلاک شد
غصه هایم را بار قالی کردم و نزد قالی فروش سر کوچه ی تنهایی نهادم باز هم تو ان ها را ندیدی
بعد از مدتی غصه هایم را بر دوش گرفتم و خودم برگ پاییز شدم خودم کبوتر شدم و پر کشیدم خودم قالی رنگ و رو رفته ای شدم و................................
وقتی به زیر پایت ریختم وقتی بالای سرت اوج گرفتم انوقت مرا دیدی و حسم کردی خودت هم زیر پای عابران ریختی تو هم پر کشیدی تو هم پرواز کردی
حال به امید من نیستی حال به امید عابری هستی که تو را با پاهایش خورد کند به امید پسرکی که تو را سنگ بزند ولیمن نمی گذارم نمی گذارم تو خورد شوی نمی گذارم به تو سنگ زنند نمی گذارم ...................